روزی که گل آدم و حوا بسرشتند
بر نام حسین بن علی گریه نوشتند
فرمود نبی در صفت گریه کنانش
البته که آن طایفه از اهل بهشتند
محرم 
در ميان صفحات خاموش تاريخ وقايعى آرميدهاند كه گوياى فجيعترين، جانگدازترين، مصيبات و بلايا ميباشد، ولى هيچ واقعهاى چون جنايتِ به شهادت رساندن حضرت اباعبدالله الحسين (عليهالسلام) مورد اهتمام خداوند هستى و خالق آسمان و زمين واقع نشده است.
شكايت در دادگاه عدل الهى
|
جابربـن عبـدالله انصارى از پيامبـر اكرم (ص) چنيـن نقل میكنـد: هنگامـى كه فاطمه در مقابل عرش پروردگار قرار میگيرد، خـود را از مركب به زير انداخته، اظهار میدارد: الهى و سيـدى، ميان من و كسـى كه مرا آزرده و بـر مـن ستـم روا داشته، داورى كـن. خـدايـا! بيـن مـن و قـاتل فـرزنـدم، حكـم كن... |
ديدار حسن و حسين عليهماالسلام
فاطمه (س )در روز قيامت از خداوند درخواست دارد : خدايا! حسن و حسين را به من بنمايان. در اين لحظه، امام حسـن و امام حسيـن (ع) به سوى فاطمه صلوات الله عليها میروند، در حالـى كه از رگهاى بريده حسيـن (ع) خـون فـوران مـیكنـد. رسول اکرم میفرمايد: هنگامى كه به فاطمه گفته مـیشـود وارد بهشت شو، میگـويد: هرگز وارد نمـیشـوم تا بدانـم پـس از مـن با فرزندانم چه كردند؟
به وى گفته مـیشـود: به وسط قيـامت نگـاه كـن.
پـس بدان سمت مینگرد و فرزندش حسيـن را میبيند كه ايستاده و سر در بـدن نـدارد. دخت پيـامبـر نـاله و فـريـاد سـر مـیدهـد. فرشتگان نيز(با ديـدن ايـن منظره) ناله و فرياد بـرمـیآورنـد.
تاریخچه عزای حسینی از آدم اول الانبیا ء تا اما م زمان خاتم الاوصیا علیهم السلام را اینجابخوانید
مَنْ كُنْتُ مَوْ لَاهُ فَهذاعَلِيٌّ مَوْلَاه
غدیر خم
محمد (ص) ، پیامبر اسلام در بازگشت از آخرین حج خود تمام مسلمانانی که در حج شرکت داشتند را در محلی به نام غدیرخم جمع کرده و علی بن ابی طالب را به عنوان وصی برادر و جانشین خود از جانب خدا معرفی کرد. عبارت معروف «هر آنکس که من مولای او هستم، پس علی مولای اوست» قسمتی از خطابه بلند غدیراست که مورد تایید شیعیان و اهل تسنن است. گرچه در تفسیر «ولی» بین شیعه و سنی اختلاف وجود دارد. در فرهنگ لغت عرب ولی به دو معنی آمده: ۱- دوست؛ ۲- صاحب اختیار به معنای جانشین و اما م پس از پیامبر
چرا او امیر المومنین لقب گرفت ؟ پاسخ
مقام حضرت ابراهيم(ع) بالاتر است یا مقام حضرت علی (ع) ؟ پاسخ
چرا اسم حضرت على(ع) صريحا در قرآن نيامده است؟ پاسخ
جغرافیای غدیر همه چیز در مورد غدیر اینجا
وصيت امام علي (ع)
آنچـه ميخوانيد وصيت امام علي (ع)بـه فرزندش امام حسن(ع)است كـه پـس از بـازگشـت از صفـيـن در قـريـه "حـاضـريـن" نـوشـت. وصيتي و سفارشي كـه بـه همـه فرزندان اسلام وعموم مومنـان است.
" فرزندم اين نامـهاز پدريست كـه گرمي آفتـاب زندگيش بـه سردي و غروب مينشيند.معترف به مصائب توانسوز روزگار است و سال و ماه و ساعات از او روي برتافتهاند،و هر دم بمرگ نزديك ميشود. پدري كه بـه پيشامدهـاي اين اين جهـان نـاپـايدار و بي مقدار ،سر فرود آورده و در خـانـه مردگـان سكني خـواهد گزيدو فردا بعزم سفـري جاودانه از اين گيتي كوچ خواهد كرد. چنين پدري بـه فـرزند جـوانش ـ كـه آرزومند چيزي است كه آنـرا نميـابد ـ سخن ميگـويد فـرزندي كـه ـ بهـر حـال مـانند تمـام موجودات ـ هلاك خواهد شد وآماج تيرهاي بلا و هدف درد ها ورنجهـا و گروگان مصائب سخت روزگـار غدار است.موجودي كـه خدنگهـاي زهرآگين و تلخ را نشانـه است و بـه اضطرار اسير چنين ناگواريهـاي نـاپـايدار است.سـوداگر سراي فريب و فسـاد و وامدار مـرگهـا و نابودي ها،هم پيمان و آميخته با غمها و قرين و جليس با محنتها نـشــانــه و هـدف افـتهــا و شهـيـد هــوي و هــوس ديگـران و سرانجام...جانشين مردگان است.

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَمَا أَدْرَئكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ
به راستی که ما قرآن را در شب قدر فروفرستادیم.و چه تو را به شب قدر آگاه تواند کرد. شب قدر از هزار ماه برتر است.در این شب فرشتگان و روح به دستور پروردگارشان از هر فرمان فرود میآیند. این شب تا صبحگاه تهنیت است.(سوره قدر آیات ۱ تا ۵)

چاک شدست آسمان غلغله ایست در جهان
عنبر و مشک می دمد سنجق یار می رسد
رونق باغ می رسد چشم و چراغ می رسد
غم به کناره می رود مه به کناره می رسد
در سوگ ریحانه پیامبر
زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آيينه پاکي است. زهرا زلال کوثر است. اي هميشه جاري! اي بهار کوتاه! اي ترنم باران وحي! در شکوه مقام تو حيرانم که معنويت رشتههاي چادرت دست نياز ميآويزد و معرفت به غبار آستان خانهات بوسه ميزند. برهوت اين دنياي خاکي شايان ميزباني چشمه سار هميشه جاري تو را نداشت. تو که در آيينه زخمها و داغها و در هجران پدر غريبانه زيستي و در وداع شبانهات با پهلويي شکسته، خانه گلين را به اميد آغوش بهشتي پدر ترک گفتي...
شمّهاى از اخلاق، صفات و كرامات منزلت فاطمه زهرا (س)
تکبر شکارگاه بزرگ شیطان است
در روايات متعدّدى وارد شده است :
روزى دو نفر مسافر جهت خوردن غذا و استراحت در محلّى فرود آمدند، يكى از آن دو نفر سه قرص نان و ديگرى پنج قرص نان همراه خود داشت .
در اين بين شخص ثالثى نيز از راه رسيد؛ و پس از سلام و احوالپرسى ، كنار آن ها نشست و هر سه نفر مشغول خوردن غذا شدند و آن هشت نان را، بطور مساوى خوردند تا سير گشتند.
شخص ثالث موقع خداحافظى مقدار هشت درهم در مقابل آنچه خورده بود، به آن ها داد و رفت .
و بين آن دو نفر صاحب نان ها نزاع در گرفت ؛ و صاحب پنج قرص نان گفت : از اين مقدار پول ، پنج درهم آن براى من است ...
و سه درهم باقى مانده براى تو مى باشد كه سه نان داشته اى ، ولى او نپذيرفت ؛ و چون به توافق نرسيدند، جهت حلّ اختلاف محضر مبارك امام علىّ عليه السلام شرفياب شدند.
وقتى موضوع را مطرح كردند، حضرت به صاحب سه نان فرمود: اى مرد! رفيق تو انصاف را رعايت كرده است و بهتر است كه به همان مقدار راضى باشى .
او در پاسخ گفت : قبول ندارم مگر آن كه پول ها به عدالت در بين ما تقسيم شود.
اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام اظهار نمود: من اگر بخواهم پول ها را به عدالت تقسيم كنم به ضرر تو مى باشد، چون حقيقت عدالت ، آن است كه يك درهم حقّ و سهم تو خواهد بود؛ و هفت درهم ديگر سهم صاحب پنج نان مى باشد.
آن شخص اعتراض كرد و گفت : يا اميرالمؤ منين ! او حاضر بود كه سه درهم به من بدهد، ولى من نپذيرفتم ، اكنون شما مى فرمائيد كه تنها يك درهم سهم من مى باشد؟!
سپس افزود: يا اميرالمؤ منين ! تقاضا دارم برايم توضيح دهيد.
امام عليه السلام فرمود: شما روى هم ، هشت عدد نان داشته ايد، كه سه نفر با هم خورده ايد؛ و مجموع سهام ، 24 سهم مى شود كه 15 سهم حقّ صاحب پنج نان است ؛ و 9 سهم حقّ تو خواهد شد.
و صاحب پنج نان 13 از پانزدهم سهم خود را خورده است ، بنابر اين هفت سهم يعنى 7 درهم طلب دارد؛ و تو هم 13 يعنى 8 سهم از 9 سهم خود را خورده اى و يك درهم طلب دارى .
او هم راضى شد و قبول كرد، كه يك درهم حقّ اوست .(56)
حب علی و آتش جهنم
هر كس حب على و اولادشان را داشته باشد آتش جهنم
را درك نمىكند چگونه است و علائم آن حب چيست؟
محبت على(ع) چنانچه با رفتارهاى عملى دينى آميخته گردد صد البته آدمى را از جهنم دور نگه مىدارد ولى بدون عمل هرگز; زيرا عاشق وقتى در محبتخويش صادق است كه با عمل آن را اثبات كند. بارزترين علامت محبت و عشق به على (ع) بروز و ظهور آن در مقام عمل است.
مقام حضرت ابراهيم(ع) مقام حضرت على(ع)
آيا مقام حضرت ابراهيم(ع) بالاتر استيا مقام حضرت على(ع)؟
مقام حضرت على(ع) افضل از ديگر انبياء غير از حضرت خاتم المرسلين(ص) مىباشد. در رابطه با دليل اين مساله ابتدا بايد توجه داشته باشيد كه نوعا در مسائل مختلف سه گونه استدلال وجود دارد: عقلى، نقلى و حسى(1) دلايل عقلى در رابطه با امور كلى مىباشند و در چنين موردى كه مقايسه دو امر جزئى است نبايد در جست و جوى آن بود. زيرا خارج از قلمرو و براهين عقلى است. (2) دليل حسى نيز وجود ندارد زيرا اولا ما نظارهگر تمام اعمال و حركات آنها نيستيم تا با مقايسه شهودى از طريق كنش آنها حكم به برترى يكى بر ديگرى نمائيم. ثانيا اصلا فضايل و مقامات تجربهپذير نيستند مگر آن كه خواصى از طريق تجربه باطنى حقايقى را دريافت دارند. (3) تنها مىماند دليل نقلى. اين گونه ادله نيز چند دستهاند: روايات خاص و صريح، روايات صريح و عام و روايات غير صريح. الف) دسته اول رواياتى است كه به صراحتبر فضيلت امير المؤمنين(ع) بر شخص حضرت ابراهيم(ع) دلالت دارد. مانند احتجاج خود آن حضرت. چنان كه در احتجاج طبرسى آمده است كه از آن حضرت پيرامون اين مساله سؤال شد و فرمودند: من از ابراهيم(ع) برتر مىباشم. زيرا وقتى خداوند از قيامت و برانگيخته شدن مردگان با وى سخن گفت از خداوند درخواست نمود كه چگونگى آن را به وى بنماياند. خطاب آمد: «اولم تؤمن؟» جواب داد: «ليطمئن قلبى». ولى من در مرتبهاى از يقين هستم كه «لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا. اگر همه پردههاى غيب كنار رود اندكى بر يقينم افزوده نگردد». زيرا آن را اندك كاستى نيست تا بدين وسيله جبران گردد. ب) روايات عام آنهايند كه فضيلت امير المؤمنين(ع) بر ديگر انبياء را به طور عام و مطلق دلالت دارند بدون آنكه در آنها نام شخص حضرت ابراهيم(ع) ذكر شده باشد. از جمله در جلد 11 بحار الانوار (ص 139 ب 2 ح 6) آمده است: «قال رسول الله(ص):ان الله فضل انبياء المرسلين على ملائكة المقربين و فضلنى على جميع الانبياء و المرسلين و الفضل بعدى لك يا على و الملائكة من بعدك». اين مضمون در جلد 26 ص 335 نيز آمده است. ج) دسته سومى رواياتى است كه لفظا و صراحتا فضيلتبر برترى حكم نمىراند، بلكه برترى پنج تن از ديگر مخلوقات از آنها استنباط و كشف مىشود. از جمله: 1- احاديثى كه نشان مىدهد حضرت آدم(ع) نور پنج تن را در عرش الهى مشاهده كرد. 2- احاديثى كه پيرامون توسل انبياء گذشته به اهل بيت(ع) وجود دارد. 3- حديث قدسى مرسلهاى كه در آن خداوند به پيامبر(ص) فرموده است: «اگر تو نبودى جهان را نمىآفريدم و اگر على(ع) نبود تو را نمىآفريدم و اگر فاطمه(س) نبود هيچ يك را».
فهرست 30 کتاب در مورد "اميرالمومنين علي (ع)" پيشکش اهل ولا
- مدينه المعاجز/ هاشم بن سليمان بحراني/ ت:سيد غريب عساکره مجد/ نشر ارمغان يوسف
اصل کتاب به زبان عربي است و در سه مجلد بارها به چاپ رسيده است. اين کتاب به زبان فارسي ترجمه شده است، آن همان بخشي که درباره فضائل و مناقب امام علي بن ابيطالب(ع) بوده است. طرح جلد زيبا و جذاب و ترجمه اي زيبا، پانصد و چهل و شش حديث از فضائل و کرامات امام علي (ع) را به بهترين وجه عرضه کرده است.
يا مقلب القلوب و البصار
يا محول الحول و الاحوال
حول حالنا الي احسن الحال

امام على ع تقسيم كننده بهشت و جهنم
در روايت آمده است كه امام على (ع) تقسيم كننده بهشت و جهنم است.چرا اين نسبت را به امام على (ع) مىدهند؟
همين سؤال را مأمون عباسى از امام هشتم (ع) پرسيد. مأمون گفت: به چه جهت به امير مؤمنان على (ع) مىگويند: قسيم الجنة و النار؟حضرت رضا (ع) در پاسخ فرمودند: پيامبر اكرم (ص) فرمودند: «حب على إيمان و بغضه كفر.» دوستى با على ايمان و دشمنى با او كفر است.و چون بهشت براى مؤمن است و جهنم براى كافر، پس هر كه حب على را در دل داشته باشد، مؤمن است و جايگاهش بهشت، و هر كه بغض و كينه على (ع) را در دل داشته باشد، كافر و جايگاه او جهنم است. (1)
با توجه به حديث «حب على ايمان و بغضه كفر» ، معناى اين روايت نبوى روشن مىشود كه: «يا على، أنت قسيم الجنة و النار يوم القيامة، تقول للنار هذا لى و هذا لك.» (2)
در همين رابطه، «محمد بن ادريس شافعى» مىگويد:
«على حبه جنة
قسيم النار و الجنة
وصى المصطفى حقا
إمام الإنس و الجنة» (3)
«احمد بن حنبل» در جواب كسانى كه شگفت زده مىپرسيدند: چگونه مىشود كه على تقسيم كننده بهشت و جهنم باشد؟مىگفت: مگر روايت نشده است كه رسول خدا (ص) به على (ع) فرمود: «لا يحبك إلا مؤمن و لا يبغضك إلا منافق؟» مىگفتند: آرى.مىگفت: از آنجا كه مؤمن، جايگاهش بهشت است و منافق، جايگاهش جهنم است، بنا بر اين على تقسيم كننده بهشت و جهنم است. (4)
پىنوشتها:
(1) الامام على (ع) ، رحمانى همدانى، ص .517
(2) همانـينابيع المودة، قندوزى ص .85
(3) همان، ص .520
(4) حيات فكرى و سياسى امامان شيعه، ص .51
چرا اسم حضرت على(ع) صريحا در قرآن نيامده است؟
چرا خداوند متعال درآيهاى كه به مناسبت غديرخم نازل شده ـ يا در جاهاى ديگر آن ـ صراحتا نام امام علىابنابىطالب(ع) را ذكر نكرده و امروز باعث شده ما مسلمانان به دو دسته بزرگ شيعه و سنى تقسيم شويم؛ آيا مانعى داشت كه خداوند همان طور كه اسم حضرت مريم، موسى، عيسى و لقمان: را آورده، نام مبارك اميرالمؤمنين(ع) را هم در آن ذكر مىكرد؟
محرم 
شكايت در دادگاه عدل الهى
جابربـن عبـدالله انصارى از پيامبـر اكرم (ص) چنيـن نقل میكنـد: هنگامـى كه فاطمه در مقابل عرش پروردگار قرار میگيرد، خـود را از مركب به زير انداخته، اظهار میدارد: الهى و سيـدى، ميان من و كسـى كه مرا آزرده و بـر مـن ستـم روا داشته، داورى كـن. خـدايـا! بيـن مـن و قـاتل فـرزنـدم، حكـم كن...
بر اساس روايتـى ديگر، پيامبـر اكرم (ص )فرمـود: دختـرم فاطمه در حالـى كه پيـراهنهاى خـونيـن در دست دارد، وارد محشـر مـیشـود. پـايهاى از پـايههـاى عرش را در دست مـیگيـرد و مـیگـويد: «يا عدل، يا جبار، احكم بينى و بيـن قاتل ولدى»؛ اى خداى عادل و غالب، بيـن مـن و قـاتل فـرزنـدم داورى كـن.
ديدار حسن و حسين عليهماالسلام
فاطمه (س )در روز قيامت از خداوند درخواست دارد : خدايا! حسن و حسين را به من بنمايان. در اين لحظه، امام حسـن و امام حسيـن (ع) به سوى فاطمه صلوات الله عليها میروند، در حالـى كه از رگهاى بريده حسيـن (ع) خـون فـوران مـیكنـد. رسول اکرم میفرمايد: هنگامى كه به فاطمه گفته مـیشـود وارد بهشت شو، میگـويد: هرگز وارد نمـیشـوم تا بدانـم پـس از مـن با فرزندانم چه كردند؟
به وى گفته مـیشـود: به وسط قيـامت نگـاه كـن.
پـس بدان سمت مینگرد و فرزندش حسيـن را میبيند كه ايستاده و سر در بـدن نـدارد. دخت پيـامبـر نـاله و فـريـاد سـر مـیدهـد. فرشتگان نيز(با ديـدن ايـن منظره) ناله و فرياد بـرمـیآورنـد.
تاریخچه عزای حسینی از آدم اول الانبیا ء تا اما م زمان خاتم الاوصیا علیهم السلام را اینجابخوانید
بخشی از فضائل حضرت علی)علیه السلام(
ازدواج حضرت علی(ع) با حضرت فاطمه(ع) به فرمان خداوند، از امتیازاتی است که رسول اکرم(ص) بر آن مباهات می کرد. در این پیوند پر میمنت، فرشتگان آسمان در سرور و شادمانی، و بهشتیان به زینت و زیور آراسته شده بودند.
خلافت (ظاهری) حضرت علی(ع) با ایراد اولین خطبه در مسجد مدینه پس از بیست و پنج سال سکوت آغاز شد.
مَنْ كُنْتُ مَوْ لَاهُ فَهذاعَلِيٌّ مَوْلَاه

غدیر خم
محمد (ص) ، پیامبر اسلام در بازگشت از آخرین حج خود تمام مسلمانانی که در حج شرکت داشتند را در محلی به نام غدیرخم جمع کرده و علی بن ابی طالب را به عنوان وصی برادر و جانشین خود از جانب خدا معرفی کرد. عبارت معروف «هر آنکس که من مولای او هستم، پس علی مولای اوست» قسمتی از خطابه بلند غدیراست که مورد تایید شیعیان و اهل تسنن است. گرچه در تفسیر «ولی» بین شیعه و سنی اختلاف وجود دارد. در فرهنگ لغت عرب ولی به دو معنی آمده: ۱- دوست؛ ۲- صاحب اختیار به معنای جانشین و اما م پس از پیامبر

جایگاه حدیث غدیر در میان مسلمانان
خطابه حضرت در میان جمعیت بدین گونه ایراد گردید:
« حمد و ستایش مخصوص خداوند است و از او یاری میخواهیم و به او ایمان داریم و از شرور نفسهایمان و زشتیهای کردارمان، به او پناه میبریم؛ خداوندی که هدایتگری وجود ندارد برای کسانی که گمراهشان نماید و گمراه کنندهای وجود ندارد برای اشخاصی که او هدایتشان نماید و شهادت میدهم که جز خدا، معبودی نیست و محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بنده و فرستاده اوست و اما بعد؛ ای مردم، خداوند لطیف و خبیر (دارای لطف فراوان و بسیار آگاه) مرا خبر داد که من به زودی (به سوی او) فرا خوانده میشوم و (دعوت او را) اجابت خواهم نمود.( من مسئول هستم و شما نیز مسئولید. پس (درباره دعوت و مسئولیت من) چه میگویید؟ »

رخداد غدیر خم
از آغاز ذی القعده سال دهم هجری که مقارن با آخرین سال زندگانی پیامبرصلي ا...عليه وآله وسلم بود، به تمام مناطق مسلمان نشین و طوائف و قبائل مسلمان عربستان خبر داد که وی در این ماه به مکه معظمه خواهد رفت و مراسم عمره و حج را به جای خواهد آورد و بدین ترتیب بزرگترین اجتماع مسلمانان شکل گرفت، که معروف به حجةالوداع است.
با پایان حج محمدصلي ا...عليه وآله وسلم به سرعت دستور حرکت جهت اجتماع در غدیر خم را دادند. حتی دوازده هزار از اهل یمن - که برای رفتن به وطن خود باید مسیر دیگری را میرفتند - به دستور او با کاروان مسلمانان همراه شدند.
در میان راه مکه و مدینه در غدیر خم، آیه قرآن نازل گردید:
جغرافیای غدیر خم
«غدیر خم» نام ناحیهای است در میان مکه و مدینه که بر سر راه حجاج قرار دارد. غدیر خم نام محلی است که به خاطر وجود برکهای در این محل، که در آن آب باران جمع میشده است، به این نام (غدیر خم) شهرت یافته است. غدیر در ۳ - ۴ کیلومتری جحفه واقع شده و جحفه در ۶۴ کیلومتری مکه قرار دارد که یکی از میقاتهای پنجگانه میباشد. در جحفه راه اهالی مصر، مدینه، عراق و شام از یکدیگر جدا میشود. غدیر خم به علت وجود مقداری آب و چندین درخت کهنسال، محل توقف و استراحت کاروانیان واقع میشد اما دارای گرمایی طاقت فرسا و شدید بود. 1
1. الطرائف، سید ابن طاووس ، ص 33.
سند تاريخىِ ذيل را مورد مطالعه قرار دهيم
كلينى در «الفروع من الكافى»تحت عنوان «كتاب الحج»، بابى را به مسجد غديرخم اختصاص داده. اين سند
تاريخى قرن 2/4 را ذيل آن ثبت كرده است:
عَنْ أَبان عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(عليه السلام) قَالَ: «يُسْتَحَبُّ الصَّلاةُ فِي مَسْجِدِ الْغَدِيرِ لاَِنَّ النَّبِيَّ(صلى الله عليه وآله)أَقَامَ فِيهِ».
7 قرن بعد، سمهودى در وفاء الوفا(2) محل غدير خم را مسجدى به نام غديرخم دانسته، مى گويد: «وَ أخبرني
مُخبر أنّه رأى هذا المسجد على نحو هذه المسافة من الجحفة، و قد هدم السيل بعضه».
به شك ديگرى افتادم كه شايد كسانى كه خطبه پيامبر را در غديرخم روايت كرده اند، مكان ديگرى غير از جحفه
را نشان داده اند. به بررسى پرداختم، در مجموعه چنين اسنادى، همه نظرها به غديرى است كه در جحفه وجود
داشته و از زمان هاى دور به آن «مَهْيَعَه» مى گفتند.
واقعه غدیر خم

واقعه غدیر و اهمیت آن
سرتاسر حیات طیبه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و لحظه به لحظه آن در نزد مسلمانان دارای اهمیتی بس شگرف و والاست؛ چرا که نه تنها کلام رسول اکرم به نص صریح آیات قرآن، عاری از هرگونه هوا و هوس و متصل به سرچشمه وحی است)، بلکه عمل و فعل آن بزرگوار نیز بر تک تک مسلمانان حجت است و صراط مستقیم را به عالمیان مینمایاند. اما در این میان، مقاطعی خاص از زندگی آن بزرگوار، به جهات گوناگون از اهمیتی ویژه برخوردار میباشد که یکی از بارزترین آنها، واقعه غدیر خم است. واقعه غدیر از ابعاد مختلف و از جهات متفاوت، دارای درخشندگی و تلألؤ خاصی در تاریخ اسلام است. کمتر مقطع تاریخی را میتوان در جهان اسلام یافت که از لحاظ سند، اطمینان از اصل وقوع، کثرت راویان و اعتماد بزرگان و علمای مسلمین، قوت و استحکامی نظیر این رویداد مهم داشته باشد.
1- خير پنهانى و كتمان گرفتارى
مِنْ كُنُوزِ الْجَنَّةِ الْبِرُّ وَ إِخْفاءُ الْعَمَلِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الرَّزايا وَ كِتْمانُ الْمَصائِبِ.
از گنجهاى بهشت; نيكى كردن و پنهان نمودن كار[نيك] و صبر بر مصيبتها و نهان كردن گرفتاريها (يعنى عدم شكايت از آنها) است.
2- ويژگى هاى زاهد
أَلزّاهِدُ فِى الدُّنْيا مَنْ لَمْ يَغْلِبِ الْحَرامُ صَبْرَهُ، وَ لَمْ يَشْغَلِ الْحَلالُ شُكْرَهُ.
زاهد در دنيا كسى است كه حرام بر صبرش غلبه نكند، و حلال از شكرش باز ندارد.
3- تعادل در جذب و طرد افراد
«أَحْبِبْ حَبيبَكَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ يَعْصِيَكَ يَوْمًا ما. وَ أَبْغِضْ بَغيضَكَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ يَكُونَ حَبيبَكَ يَوْمًا ما.»
با دوستت آرام بيا، بسا كه روزى دشمنت شود، و با دشمنت آرام بيا، بسا كه روزى دوستت شود.
فاطمه فاطمه است
از علي خواسته بود تا او را شب دفن كنند، گورش را كسي نشناسد، آن دو شيخ از جنازهاش تشييع نكنند و علي چنين كرد.
اما كسي نميداند كه چگونه؟ و هنوز نميداند كجا؟
در خانهاش؟ يا در بقيع؟ معلوم نيست.
و كجاي بقيع؟ معلوم نيست.
آنچه معلوم است، رنج علي است، امشب، بر گور فاطمه.
مدينه در دهان شب فرو رفته است، مسلمانان همه خفتهاند. سكوت مرموز شب گوش به گفتوگوي آرام علي دارد.
و علي كه سخت تنها مانده است، هم در شهر و هم در خانه، بيپيغمبر، بيفاطمه. همچون كوهي از درد، بر سر خاك فاطمه نشسته است.
فضایل
بخارى در صحيح به سند خويش از رسول خدا (ص) روايت كرده است كه فرمود:«فاطمه پاره تن من است هر كه او را به خشم آورد مرا به خشم آورده است.»
نسايى در خصايص به سند خود از مسور بن مخرمه روايت كرده است كه گفت:«پيامبر (ص) فرمود:فاطمه پاره تن من است، هر كه او را به خشم آورد مرا به خشم آورده است.»
مسلم نيز در صحيح خود حديثى از پيامبر نقل كرده است كه فرمود:«همانا فاطمه پاره تن من است، هر آن چه او را بيازارد مرا آزار مىدهد.»
و در روايت مسلم است كه:«همانا دخترم پاره تن من است،آن چه وى را ناپسند آيد براى من نيز ناپسند است، و آن چه او را مىآزارد مرا نيز آزار دهد.»
جریان شهادت بی بی فاطمه
اسماء بنت عميس جريان وفات فاطمه زهرا سلام الله عليها را چنين تعريف مىنمايد هنگامي كه رحلت حضرت فاطمه نزديك گرديد به من فرمود:
جبرئيل در موقع رحلت پدر بزرگوارم مقدارى كافور برايش آورد پدرم آن را سه قسمت نمود؛ يك قسمت را براى خودش برداشت، يك قسمت را به على عليه السلام اختصاص داد و قسمت سوم را به من داد.
من قسمت خود را در کناري نهاده و اينك بدان نياز دارم شما آن را برايم حاضر نما. اسماء حسب الامر فاطمه زهرا كافور را حاضر كرد. آنگاه حضرت خودش را شستشو داد و وضو گرفت و به اسماء فرمود، لباسهاى نمازم را حاضر ساز و بوى خوش برايم بياور. اسماء لباسها را حاضر كرد آنگاه پوشيده و بوى خوش استعمال نمود و رو به قبله در بسترش خوابيد و به اسماء فرمود من استراحت مي كنم تو ساعتى صبر كن پس مرا صدا كن اگر جوابت را نشنيدى بدان كه من از دنيا رفته و مرده ام آنگاه على عليه السلام را زود از رحلت من خبر كن.
متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید
شهادت علی ابن ابی طالب رو به تمامی مردمان جهان تسلیت میگم
علی مرد حق در عین ناباوری همگان امروز به شهادت رسید